یگانه دختر ریحان جانیگانه دختر ریحان جان، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره
گل پسرم امیرحسین خانگل پسرم امیرحسین خان، تا این لحظه: 10 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

زیباترین لبخند خداوند ریحان جان

اندر حکایت سیاستهای دخمل شیرین زبون...

1394/10/15 1:06
نویسنده : مامانی
188 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام به همگی

بعد هم سلام به عشق فسقلیم

خوبی عشقم

عزیز دل مامان

نمیدونم چه جوری از شیرین زبونیهات دلبریهات و حرف زدنات بنویسم

واقعا تکی به خدا

نمونه اش بگم

با توجه به ازدواج عمه خانومت و سرازیر شدن انگشترهای مختلف به خونه

شما هرروز میرفتی سراغ انگشترهاش و انگشترهاش دست میکردی

بعد هم میپرسیدی این انگشترها به دستم میادراضی

بعد هم به عمه خانومت میگفتی از کجا آوردی و میگفت حامد برام خریده

و شما هم گفتی پس چرا حامد برای من نخریدهدرسخوان

یک روز هم به من اصرار کردی که برات انگشتر بخرم

من هم گفتم چکار انگشتر داری سریع رفتی تو اتاق عمه

و انگشترهاش آوردی و دست کردی گفتی ببین چقدر قشنگه و چقدر به دستم میادمتفکر

من هم گفتم آره و شما هم اصرار که برات بخرم و من هم گفتم نه فعلا برات نمیخرم

شما هم رفتی به آقا جونت میگی آقا جون انگشتر برام میخریسوال

و از اونجا که تک نوه هستی و حسابی تو دل همشون جا داری

و حسابی حرفت برو داره آقا جونت گفت باشه فردا صبح میریم بخریم

و ما هم اونشب قرار بود بریم خونمون اومدی منو صدا کردی تو اتاق

و میگی مامان امشب نریم خونه توروخدا امشب نریم خونه

فردا صبح با آقاجون بریم انگشتر بخریمتعجب

من هم واقعیتش دیدم حیفه نقد ول کنم گفتم باشه

فردا صبح که از خواب بیدار شدیم رفتی به آقا جون میگی صبح شده بریم انگشتر بخریم

به قدری برای خرید انگشتر ذوق داشتی که حتی حاضر نشدی صبحانه بخوری و سریع

خواستی آماده بشیم و بریم برای خرید انگشتر

قربونت برم که اینقدر با سیاست کارهات پیش میبریبوس

به پاساژ طلا که رسیدیم هر انگشتری که دستت میکردم نمیخواستی بیرون بیاری

و میگفتی باشه مال خودم و همین خوبهخندونک

بالاخره به سلیقه آقا جونت یکی انگشتر برات خریدیم

انشالله انگشتر نامزدیت تو دستهای خوشکلت ببینممحبت

خیلی انگشتر به دستت میاد حیف که دوربین ندارم ولی بعدا عکسش میگذارم

بعد که اومدیم خونه رفتی به عمه نشون دادی گفتی عمه قشنگه به دستام میاد

عمه خانومت هم گفته واای چقدر قشنگه کاش منم از این انگشترها داشتم

شما هم گفتی یعنی عمه انگشتر کوچولو دوست داریشاکی

وااااااااااای که چقدر از این حرفت خندیدیم آخه انگشترهای عمه خانومت بزرگه

بعد هم گفتی حالا ایشالا مامانم بعدا بزرگش برام میخره ایشالاکچل

وااااااای که نمیدونم این حرفها از کجات میاد واقعا حرفهای یک دختر 3 سالست

والا ما تا عروس شدیم نمیدونستیم انگشتر چیه بچه های این دور و زمونه

به سایز انگشتر هم کار دارن و انگشتر بزرگ میخوانقه قهه

خدا رحم کرد نگفت میخوام عروس بشم و الا دیگه نمیدونستم 

دوماد از کجا پیدا کنمخنده 

دیگه براتون بگم از اون روزی که عمه خانومت به سلامتی عروس شد

شما فقط دوست داری بخونی و برقصی

حتی با مسخره ترین آهنگها هم میرقصی حتی اگه سر سفره باشی

سریع پا میشی و انگار کوکت کردن و شروع میکنی به رقصیدنچشمک

و جالبه به قدری قشنگ رقصهایی که دیدی رو با اسم تقلید میکنی که نمیدونم چی بگم

به همه میگی برام دست بزنید و مثلا شولولو میکنی و شعرهای بامزه ای میخونی

که شک دارم دختر منی با این کارهاتمتفکر

از هوش سرشارت هم بگم

یک شب قبل از خواب نقشه ای که پرچم کشورها پایینشه رو شروع کردی

برام توضیح دادی و حتی از من هم سوال میکردی که ببینی بلدم یا نه

بعد هم گفتی مامان من میخوام یک چیزی نشونت بدم

و بعد هم رفتی بالای سر مبل آخه نقشه جهان خیلی بالاتره

بعد هم جنوب ایران و دریا رو بهم نشون میدی و ازم میپرسی اگه گفتی کجاستسوال

من هم گفتم بندرعباسه گفتی نه گفتم خونه عمه مریمه گفتی نهگیج

گفتم دریاست آبه گفتی نه کلافه شدم خانوم راهنماییم کردینتعجب

که مامان تو جناب خان همش میخوند اگه گفتی کجاست وااااااااااای تازه یادم افتادخسته

حدود  4 ماه پیش من فقط یکبار این بهت گفتم اینجا خلیج فارس همون که

جناب خان میخونه خلیج فارس و شما از اون موقع یادت بود

و جالبه که دقیق هم انگشتهای خوشکلت روی خلیج فارس میگذاشتیتشویق

و واقعا اون لحظه انگشت به دهان موندم آخه حتی خودم یادم نبود که اینو بهت گفته بودم

دیگه از علایقت بگم که بدجور عاشق سایه بازی هستی

و قبل خواب بدجور کلافه میشم با نور چراغ قوه موبایل باید برات شکلک در بیارم

و شما هم از اونور اون دستای کوچولوت مثلا برام شکلک در میاری

و کلی از این بازی ذوق میکنیبوس

باز هم عکس جدید ندارم البته ایندفعه به علت نداشتن دوربین

و عکسهای قدیمی گذاشته میشود

عکسهای زیر هم مربوط میشه به یکی از روزهای تابستان

که با دوستان قدیمی دانشگاهم به پارک بانوان رفته بودیم

و این هم عکس بچه هاشونه

پسندها (10)

نظرات (8)

مامان فرهام
18 دی 94 19:50
انشاالله انگشتر نامزدیت دخمل بلافداتون.
مامانی
پاسخ
فدات عزیزم انشالله
(̲̅P̲̅)(̲̅E̲̅)(̲̅G̲̅)(̲̅A̲̅)(̲̅H̲̅)
19 دی 94 20:41
.ღ♥ღ ..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ .......................ღ♥ღ ...........ღ♥ღ...ღ♥ღ ...........ღ♥ღ ...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ ...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ ....................................................ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..............................@@................ღ♥ღ
farsaniha.ir
2 بهمن 94 9:50
میکس و مونتاژ عکس کودک شما کاملا رایگان با سلام سایت فارسانی ها ضمن بهترین آرزوها برای شما و فرزند دلبندتان به عرض می رساند نظر به تکریم از کاربران سایت فارسانی ها ، گرافیست های سایت برای مدت محدودی عکس فرزندان کاربران محترم سایت را به صورت رایگان میکس و مونتاژ و با بهترین کیفیت برای چاپ در اختیار ایشان قرار می دهند .در صورت تمایل به استفاده از این خدمت به سایت فارسانی ها مراجعه و درخواست خود را ارسال نمایید. www.farsaniha.ir
مامان آنیسا
3 بهمن 94 14:22
عروسی عمه جونت مبارک عزیزم ایشالا روزی خودت باشه انگشتر خوشکلتو بپوشی
مامانی
پاسخ
قربونت عزیزم ممنون انشالله
.•♥خواهری بلور ♥•.
5 بهمن 94 17:37
سلام دوست عزیزم خوبید؟ به نیت ،نیت هامون ختم قرآن آسمونی گذاشتیم،خیلی خوشحال می شیم تو حس خوبمون شریک بشید. .. من و بلور منتظرتون هستیم ...
مامان صدرا
18 بهمن 94 11:33
ماشالله چه دخمل ناز ی دارین خدا حفظش کنه
مامانی
پاسخ
فدات خاله جون لطف دارین
samira
18 بهمن 94 15:43
عزززززززیزم ان شالله عروسی خودش
مامانی
پاسخ
ممنون عزیزم
عمه فروغ
1 اسفند 94 13:52
مبارک باشه عروس شدن عمه جون ان شاا.. که خوشبخت باشند ای جانم به ریحانهان اشا.. عروس شدن خودت عزیزم انگشتر هم مبارکت باشه عزیزم ان شاا.. از این بهترش رو بخری ای جووووووووونم به این همه دقت که خلیج فارس رو فراموش نکرده
مامانی
پاسخ
ممنون عمه خانوم آره والا فقط من شانس آوردم چیزهای دیگه از ما نخواست